X
تبلیغات
INCHGD - لعاب

 
تاريخ : شنبه 3 مهر1389

لعاب

منشاء لعاب ها

لعاب  (Glaze)یک لایه شیشه ای نازکی است که بعد از پخت لعاب در یک درجه حرارت معینی حاصل بشود . البته آنقدر ذوب نمی شود که روی کار حرکت کند . تصور می شود که شیشه قبل از لعاب توسط مصریان بین 3000 تا 12000 سال قبل از میلاد کشف شده باشد که این کشف احتمالاً اتفاقی و از ترکیب شن و نمک در یک آتش بزرگ پدید آمده است . مصریان به این ترکیب شن و ماسه ، خاک رس هم اضافه کردند و دیدند که این مخلوط روی یک سطح عمودی که روی آتش قرار دارد می ایستد به این ترتیب لعاب کشف شد . لعاب شیشه در ترکیب شیمیایی با شیشه فرق دارد . اگر چه لعاب خود یک نوع شیشه است ولی شیشه به تنهایی و در یک حالت گداخته شکل می گیرد در حالی که لعاب با خاک رس یا فلز شکل می گیرد .

امروزه شیشه از سیلیس ساخته می شود و شکل اکسیده شدن شیشه یا اکسیدها باعث می شوند که سیلیس سخت در حرارت پایین تر گداخته شود . موادی که در شیشه استفاده می شود سرب و کربنات سدیم می باشند . لعاب حداقل یک جزء ترکیبی بیشتر از شیشه دارد تا بتواند شیشه ذوب شده را روی یکسطح عمودی نگهدارد و آن هم اکسید آلومینیوم می باشد که حالت چسبندگی آن را تشکیل می دهد . منبع اصلی لعاب خاک رس است .
مصریان از لعابهای قلیایی بخاطر سدیم (نمک) آن استفاده می کردند . چون این ماده بیشتر در دسترس بود . چینی ها تا سال 200 قبل از میلاد لعابهایی با حرارت بالا را توسعه دادن که این کار با استفاده از چوب برای آتش کردن کوره ها انجام می گرفت . آنها دریافتند که حرارت ناشی از ذغال چوب که به ظروف می خورد باعث جلا دادن آنها می شود . بعلاوه چینی ها به ذغال چوب ترکیبی از اکسید سرب و نوعی سنگ سیلیکاتی اضافه می کردند . در سال 500 قبل از میلاد چینی ها از رنگهای مختلف سربی استفاده می کردند که ترکیباتی از اکسید یک فلزی ، مخصوصاً از مس بود که نوعی لعاب فیروزه ای تولید می کرد ولی در لعاب سربی سبز چمنی با سبز مغز پسته ای ایجاد می شود . اصولاً رنگ ها اثر زیادی از طریق ترکیب لعابها ایجاد می کند .
لعاب می تواند مات یا بلوری باشد . شفاف یا کدر باشد . زبر یا نرم باشد و بالاخره رنگی یا ساده باشد . لعاب همچنین وسیله جانبی است برای تزیینات و غیر قابل نفوذ ، با دوام ، قابل شستشو و مقاوم در برابر مواد اسیدی و باکتری دار بطور کلی سطح بدنه کار را ضخیم نمی کند یا اگر تخلخلی روی بدنه باشد آن را می پوشاند .
لعابها می توانند از نظر فرمول هم ریشه باشند در آزمایشات مواد خام یا منابع دیگر نیز از یک فرمول ریشه ای محسوب می شوند . ترکیبات رنگی در لعاب دقیقاً همان هایی نیستند که در نقاشی بکار می روند و نمی توانند عیناً مثل رنگهای نقاشی بکار می روند و پخت آنها باید در حرارتهاب مختلف مدنظر قرار گیرد . مثلاً رنگدانه های سرامیک بعضی وقتها مثل رنگدانه های نقاشی می باشند و حتی بعضی رنگهای نقاشی می توانند در رنگهای لعابی و با حرارت پخت پایین بکار روند شما می توانید ترکیبات رنگی اکسید فلز شیشه را با لعابها امتحان کنید و همینطور با رنگین سازهای تجاری و یا با رنگهای نقاشی .

در بعضی از اقوام و فرهنگها از لعاب برای جلا دادن استفاده نمی کنند سرخپوستان آمریکای شمالی و جنوبی خود ظروف سفالی را با صیقل دادن شفاف و براق می کنند . یا روی ظرف گلی دوغابی از جنس خود ظرف سفال می ریزند تا سطح آن شفاف شود . بعضی از قبایل آمریکای جنوبی و مرکزی و همچنین آفریقاییها و سرخپوستان دریافتند که اجزاء و عناصر ماده ای مثل « شیر» روی کار سفالی تمام خلل و فرج بدنه را کاملاً می پوشاند یا مثلاً دیگران دریافتند که رزین ( صمغ) درخت اگر داخل کوزه های داغ مالیده شود آن را شفاف می کند . این نوع روکش ها ممکن است دوام زیادی داشته باشند اما دائمی نیستند بخاطر اینکه از لعاب ساخته نشده اند .

تاریخچه لعاب

در ایران هر چند سنگ چخماق و خواص سیلیسی آن برای تهیه خمیر شیشه قبل از هزاره دوم قبل از میلاد شناخته شده بود ولی استفاده از لعاب برای اولین بار در هزاره دوم ق.م در شوش دیده شده است. در اواخر هزاره دوم ق.م در دوران ایلام میانه گل میخهای سفالی و لعابدار که در معبد بنای چغازنبیل به کار رفته است به دست آمد که نمونه های آن در موزه ملی ایران موجود است. علاوه بر آن کشف مهره های استوانه ای از جنس سفال لعابدار نشان دهنده آشنایی ساکنان شهر مذهبی چغازنبیل با این فن است. از هزاره اول ق.م نمونه بسیار زیبایی از ظرف سفالی لعابداری به دست آمده که کوزه ای است با آویزهایی به طرح مثلث های وارونه یا دالبر که همانند گردنبندی بر گردن وشانه کوزه نقش بسته است.این کوزه زیبا وتاریخی در قلعه زیویه کردستان کشف شده و هم اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می شود.هر چند که این نوع لعابها که مربوط به مراحل اولیه لعابگیری است، بسیار آسیب دیده اند، ولی در مطالغه و برسی سیر تکامل این فن از اهمیت بسیار برخورداراند. احتمالا کوزه سفالی لعابدار زیویه نمونه قابل توجهی از فن لعابکاری در دوران ماد است. در دوره هخامنشی استفاده از لعاب و رنگهای لعاب بیشتر در معماری و برای پوشش و تولید آجرهای پخته لعابدار بوده است و به دلیل استفاده از ظروف فلزی و سنگی هنر سفالگری در حد ساخت سفال ساده و بدون لعاب بوده است و اگر ظروف لعابداری هم تولید شده باشد لعاب آن اغز نظر زیبایی و استحکام به پای آجر های پخته لعابدار نمی رسد. سربازان جاوید، کمانداران پارسی و نقش فروهر و اسفَنگس و گیریفونهای دوره هخامنشی به صورت برجسته روی آجرهای لعابدار استفاده از لعاب در این دوره را نشان میدهد و بیان کننده این واقعیت است که سفالگران هخامنشی با لعابدار کاملا آشنا بوده اند و در دوران پارتها و ساسانیان استفاده از لعاب امری متداول بوده است.

 

تحول در لعاب کاری در سفاگری ایرانی قرن 13 میلادی    آنچه به اینجا پیوند دارد... سفالگری دوره میانه اسلامی تحول در فن رنگ آمیزی در سفالگری سلجوقی سفالگری دوره متاخر اسلامی 

 

در سده سیزدهـم اصلاحاتی در لعـاب مینایی پـدید آمد، و به نام لعـابهـای قلم مویی شناخـته شد. در این شیوه با قـلم مو رنگ لعـابی را که مقـدار اکسید آن زیاد بود روی تـنهً ظرفـی که قـبلا در کوره رفـته بود می زدند و خطوط منـقش آن را می آراسـتـند. این رنگـهـا در پـخـت دوم مشخصتر می شد، و سپس ظرف در لعـاب یکـدست فـیروزه ای و یا عاجی فـرو برده شده و برای بار سوم به کوره می رفـت. چون رنگـیزه هـا را با قلم مو و خیلی رقـیق زده بودند شـُره نمی کرد و لکه دار نمی شد. مراکزی که ظرفـهای لاجوردینه تهـیه می کردند، ری و کاشان بودند، علی ابن یوسف و ابوطاهـر حسین از کوزه گـران به نام ری بودند.

سفالسازان کاشی در ساختـن محـرابهـا بسیار استاد بودند. قـبلا محـرابهـا را گـچـبری می کردند. محـراب کاشی بسیار زیـباست و صدهـا کاشی مینایی و درخشان بزرگ که خوب هـم به هـم سوار شده و اغـلب هـم کـنده کاری شده، محـراب را تـشکـیل می دهـد. این محـرابهـا نیز نـتـیجه هـمکاری نـزدیک میان سفالساز و نقاش آرایه گـر است. این کـلمات در سنگ نبشه محـراب امامزاده جعـفـر در قـم دیده می شود: "در دهـم ربیع الثـانی 738 (6 نوامبر 1337 میلادی) در کاشان در کنار سید رکن الدین محمود بن سید زین الدین غضایری به دست جـناب مستطاب جمال نقاش ساخته شد". دو نقاش دیگـر که در آراستن کاشیهای ستاره ای و ضرب در نامبردارند به تـرتـیب عـبارتـند از: ابوروفظا که در حدود اسل 1200 میلادی می زیست و دیگـری طاهـر الدین که در حدود سال 1263 میلادی کار می کرد. در روی یکـی از کاشی هـایی که از نـقاش نخـستیـن باقی مانـده اسـت این کـلمات خـوانده می شود: " در شب های میان سه شنبه و چـهـارشنبه، در آخرین روز صفر سال 600 هـجری ساخـته شد.

 لعاب لایه نازکی است که سطوح فرآورده سرامیکی را پوشش داده و در اثر ذوب مواد معدنی در سطح بدنه یا بوسیله پخت بدنه در حضور بخارات قلیایی ایجاد می شود و این پوشش شیشه ای یا زجاجی بر روی فلزات ،شیشه ها یا دیگرقطعات سرامیکی بکار برده می شود .

هدف از پوشاندن سطوح بدنه ها بوسیله لعاب بطور عمده زیباترنمودن فرآورده ها ، افزایش مقاومت شیمیایی فیزیکی و مکانیکی بوده و موجب صیقلی و رنگی بودن آن می شود و از نفوذ مایعات و گازها به داخل بافت اجسام سرامیکی متخلخل جلوگیری می کند و در نتیجه از تاثیر خوردگی و عوامل نا مساعد دیگر بر آنها می کاهد .

 

تشکیل لعاب

لعاب فرآورده ای معدنی یا آلی حاصل از سرد شدن می باشد بنحوی که ماده مذاب ، در نتیجه سرد شدن بدون تبلور به ماده صلب و محکمی ( rigid ) تبدیل گردد .

مواد آمورف یا شیشه ای مانند سیلیکاتها در هنگام ذوب بر خلاف جامدات بلوری بلافاصله و سریعاً در نقطه ذوب خود ذوب نمی شوند و در خلال ذوب نیز درجه حرارت ثابت نمی ماند ، این نکته بیانگر وجود طیف   و سیعی از انواع اتصالات با انرژی های متفاوت در ساختار های بی نظم آمورف است که در این نوع مذابها با کاهش درجه حرارت ، حجم مایع تاخیر در انجماد ، تقریباً با همان سرعت بالای نقطه ذوب کاهش می یابد و این کاهش همچنان با سرعت تقریبی ثابت ادامه می یابد تا اینکه در نقطه ای شکست در منحنی پخت      ( Tg ) پدیدار می گردد .

در نقطه شکست ویسکوزیته بسیار بالا بوده و ماده رفتار یک جامد را از خود نشان می دهد . مقدار ویسکوزیته در این نقطه در حدود 10² تا 10¹³ پواز است و این نقطه بنام تبدیل به شیشه ( Tg     ( Glass transformation مشهور بوده و درجه حرارت مربوطه درجه حرارت تبدیل شیشه ( Tg ) نامیده می شود.در پایین تر از این درجه حرارت محصول سرد کردن مذاب ، شیشه خواهد بود .

در قسمت لعابسازی اصولاً مواد تشکیل دهنده لعاب از یک یا چند ماده تشکیل نشده ، بلکه مخلوطی از چندین اکسید یا مینرال با ترکیب شیمیایی متنوع است . حالت خمیری شدن لعاب در یک دما معین نیست لذا تبدیل به فاز خمیری لعاب ، تدریجی بوده و باید ابتدا عمل زینتر سیلیکاتهای مینرالی و واکنشهای شیمیایی با یکدیگر انجام بگیرد . و سپس با افزایش دما به فاز شیشه ای تبدیل شود تبدیل فاز جامد به مایع خیلی کند انجام می گیرد . در صورتیکه این تبدیل از فاز مایع به جامد سریعتر است . در این منطقه تبدیل ، هنوز لعاب در فاز خمیری و مایع بسیار غلیظ است ، در صورتیکه زیر این منطقه تبدیل لعاب کاملاً جامد است و در همین دما ( فاز جامد ) است که لعاب و بدنه باید دارای بعضی خواص فیزیکی مشترک باشند تا عیب یا عیوبی نتواند بوجود آید .

 

نقش اکسید ها در فاز آمورف یا در تشکیل لعاب :

ساختمان لعاب ( شیشه های سیلیکاتی ) از سه گروه اصلی از مواد تشکیل شده اند .

1.      شبکه ساز ها یا شیشه ساز ها

2.      اصلاح کننده های شبکه

3.      کمک شبکه سازها یا واسطه ها

شبکه سازها : استخوانبندی و پایه شیشه یا لعاب را تشکیل می دهند . و اینها کاتیونهایی هستند با حوضه بسیار قوی که میل و استعداد شدیدی نسبت به یکدیگر دارنند و شبکه شیشه را بوجود می آورند .

 اصلاح کننده ها : در مقابل اکسیدهای شبکه ساز ، دسته ای دیگر از کاتیونها یا اکسیدهای آنها وجود دارند که این کاتیونها بطور کلی بزرگتر بوده و با یونهای اکسیژن پیوند کوالانسی جهت دار بوجود نمی آورند . و از این دسته می توان اکسیدهای قلیایی و قلیایی خاکی را نام برد .

 مثلاً اکسید سدیم در شیشه :  با وجود اکسیژنهای اکسید سدیم در سیستم ، شبکه سیلیس پاره شده و یونهای اکسیژن را جذب نموده و بنابراین پیوندهای Si – o – Si بصورت o – Si . Si – o تغییر می یابند . بعبارت دیگر سرهای آزاد و پاره شده ای در شبکه بوجود می آید که یونهای سدیم به منظور خنثی نمودن بارهای منفی حاصل در داخل حفرات و شکافها جای می گیرند در نتیجه این عمل یعنی ایجاد شکاف در شبکه شیشه ، نهایتاً شبکه تضعیف گردیده و نقطه ذوب کاهش می یابد .

کمک شبکه سازها : کاتیونهایی در مقایسه با قلیایی و قلیایی خاکی با ظرفیت بالاتر و عدد کوردیناسیون کمتر قادرند در قسمتهایی از شبکه ، جانشین شبکه سازهایی مانند Si  و  B شوند و نقش آنها را ایفا کنند، این کاتیونها بطور کلی و به تنهایی توانایی ایجاد شیشه را نداشته بلکه به همراه شبکه سازهای دیگر     می توانند در قسمتهایی از شبکه جانشین شوند به همین دلیل به آنها اکسیدهای واسطه یا کمک شبکه ساز اطلاق می گردد .

 

انواع لعاب

1- خمیر مصری  Egyption

اولنی لعابها تقریباً حدود 7000 سال پیش به وسیله مصریان رواج پیدا کرد . این افرد مقداری نمکهای سدیم و قدری اکسید مس را به خاک می افزودند . وقتی گل خشک می شود نمکها به سطح ظرف می آیند . در هنگام حرارت دادن این نمکها آب شده و به صورت لعابی در می آیند در طول زمان صنعتگران مخلوطی از خاکستر سودا  Soda ash- خاک – ماسه و اکسید مس را در ترکیب خود به کار بردند . این ترکیب را سپس با قلم روی ظروف خود زدند و آن را در دمای پایین حرارت دادند .

لعاب قلیایی درجه حرارت پایین   Low fire alkaline glaze

لعاب قلیایی به وسیله فلاکس هایی مانند اکسید سدیم یا اکسید پتاسیم ذوب می شوند . این مواد که از فلاکس های قوی هستند در صورت استفاده بیش از حد باعث شره کردن لعاب می شوند . لعابهای اولیه قلیایی مدیترانه ای بیشتر پوسته شده و یا ترک می خوردند . اکثر آنها در اسیدهای غذایی حل می شوند .

به هر حال لعاب قلیایی به دلیل اینکه رنگ زرد روشن و آبی زیبا ایجاد می کند و به آسانی در درجه حرارت پایین ذوب می شود استفاده فراوان دارد . امروز به خاطر اینکه از حل شدن لعاب در آبهای اسیدوار جلوگیری به عمل می آورند این گونه لعابها را قبل از مصرف یک بار پخته و آسیاب می کنند و اصطلاحاً به آن فریت  FRITمی گویند .
2- لعاب سربی  Lead glaze

سولفیت سرب یا سنگ گالن اولین ماده ای بود که گفته می شود به عنوان لعاب در دوره بابلی ها مورد استفاده قرار می گرفت . این ماده را به صورت پودر روی ظرف خام می پاشیدند که پس از حرارت دادن به حالت پوششی شیشه ای در می آمد . در یک لعاب ساده تقریباً 50 درصد از ترکیبات سرب به کار می رود . همچنین برای شفافیت بیشتر کنترل ذوب و افزایش کیفیت رنگی از سایر فلاکس ها نیز استفاده می شود . لعابهای درجه پایین به سادگی خراش برداشته و ظاهری کدر پیدا می کنند . حرارت دادن بالای مخروط حرارتی در لعابهای سربی شفافیت و جذابیت خاصی ایجاد می کند . ترکیبات سرب سمی است ولی می شود به آسانی فریت شده و غیر سمی می شوند . به طور کلی استفاده از اکسید سرب خام ممنوع شده است .

3- لعاب آون چربن  Aventurine glaze

معمولاً از ماده ای با ذوب درجه پایین که دارای سرب زیاد است برای این لعاب استفاده می کنند و با اضافه کردن مقدار 7 تا 12 درصد اکسید آهن ( که در هنگام حرارت دادن در ترکیب ذوب می شود) حاصل می گردد وقتی که ظرف سرد شد این آهن کریستالیزه شده و به رنگهای قرمز یا طلایی بر سطح ظرف ظاهر می شود از سایر فلاکس های درجه پایین می توان برای خلق برخی از جلوه های هنری استفاده کرد .

4- لعابهای کریستالین  Crystalline glaze

لعابها معمولاً در هنگام سرد شدن ماده ای غیر کریستالین هستند . مقداری اکسید آلومین لعاب را غلیظ کرده و از کریستالیزه شدن آن جلوگیری می کند . لعاب با مقدار کم و یا بدون اکسید آلومینیوم سریعاً سرازیر می شود . اما موجب رشد کریستالها می شود . لعابی هم که دارای مقدار فراوانی اکسید زنگ باشد کریستال به وجود می آورد . روتیل یا تیتانیوم نیز کمک می کند . لعابهای حاوی فلاکس های قلیایی با ترکیبات لیتیوم به نسبت لعابهایی که فاقد ترکیبات هستند مرغوب ترند . مخلوط کردن لعاب با سیلیکات سدیم مایع به جای آب رشد اینگونه کریستالها را افزایش می دهد . برای ایجاد بهترین نوع رشد کریستالی کوره تا دمای معمولی حرارت داده می شود سپس تا 38 درجه به سرعت خنک می شود در این درجه حرارت تا چند ساعت دمای کوره ثابت نگهداشته می شود عمل رشد کریستالها در لعاب کاری فنی بسیار ظریف است . بنابراین احتیاج به تجربیات فراوان در ساختن پایه لعاب و اکسیدهای رنگی دارد تا نتیجه رضایت بخش حاصل شود .

5- لعاب خاکستری  Ash glaze

ساختن اولین لعاب خاکستری شاید کاملاً اتفاقی بوده است . مثلاً امکان دارد ظروفی که در نزدیکی آتش خانه کوره های چوب سوز بوده اند تحت تاثیر این پدیده واقع شده و خاکستر مواد طبیعی که ممکن است از سوختن انواع چوب ، پوسته گندم یا برنج حاصل شده باشد بر روی ظروف نشسته و به قشری شیشه ای مبدل گشته اند .
خاکستر حاوی 30 الی 70 درصد سیلیس 10 الی 15 درصد آلومین و سایر مواد مانند ترکیبات پتاسیم ، کلسیم و منیزیم است . بیشتر خاکسترها بصورت یک ماده شبیه به آب در درجه مخروطی 10 ذوب می شوند . برای بهبود کیفی لعابهای خاکستری این ماده معمولاً با مقدار اندکی کائولین ، کربنات کلسیم و یا فلداسپار مخلوط می شوند . قبل از آنکه خاکستر به عنوان لعاب مورد استفاده قرار گیرد لازم است که آن را یکبار الک کرده تا مواد نسوخته از ان جدا شود . در این هنگام باید از دستکش لاستیکی و ماسک استفاده کرد زیرا خاکستر دارای مواد خورنده قلیایی است . برای خارج کردن نمکهای محلول از ان باید خاکستر را با آب مخلوط و آن را از الک 60 مش عبور داد سپس می گذاریم تا ماده ته نشین شود . آب اضافی را که شامل نمک های محلول است خالی می کنیم . شستن مجدد نیز ممکن است مطلوب باشد خاکستر را قبل از استفاده کاملاً خشک می کنیم .

6- لعاب دوغابی  Slip glaze

بسیاری از خاک های معمولی رسی اگر تا درجه 1236 سانتیگراد مخروطی 8 حرارت داده شوند . به یک لعاب صف شفاف و قهوه ای بدل می شوند . در بسیاری از ظروف قدیمی ساخت چین و آمریکا از دوغاب خاک های رسی اطراف محل استفاده می شده است . برای آزمایش این موضوع مقدار کمی از خاک مزبور را در یک ظرف پخته شده قرار داده و آن را تا دمای دلخواه حرارت می دهیم . اگر خاک کاملاً ذوب شد برای لعاب ماده خوبی محسوب می شود . همچنین مقدار اندکی از فریت ها یا فلدسپارها موجب تسهیل در ذوب می شوند .
بهتر است از لعابهای دوغابی زمانی که ظرف پخته نشده و حالت چرمینگی دارد استفاده کرد . این موضوع باعث می شود که لعاب و ظرف همزمان انقباض پیدا کنند . چنانچه روی ظرف پخته شده ( در حالت بیسکوییت) به کار برده شود لعاب ترک خورده و پوسته پوسته می شود .

7- لعاب فریت  Frit glaze

فریت عبارت است از عمل ذوب کردن لعاب قبل از آنکه لعاب کاری شود . فریت کردن باعث می شود که مواد حاصل در لعاب به مواد غیر محلول تبدیل شوند . مواد خام معمولاً سرب یا قلیایی ها در کوره های مخصوص با سیلیس ذوب می شوند و به صورت قطعه ای شیشه ای در می آیند که فریت خوانده می شوند . هنگامی که ماده در کوره کاملاً ذوب شد از سوراخش که در پایین کوره تعبیه شده مستقیماً به درون آب ریخته می شوند . ذرت شیشه مانند بعد از خشک شدن آسیاب شده و به نرمی مورد نظر در می آیند . ساختن فریت در کارگاه دشوار است و معمولاً فریت آماده از کارخانجات خریداری می شود .

8- لعاب مات  Matt glaze

به لعاب تیره ای که روی ظرف به طور نازک کشیده شده یا کاملاً حرارت ندیده باشد لعاب مات نمی گویند بلکه لعاب مات کاملاً شیشه ای و پخته شده است اما شفاف نیست ، اضافه کردن ترکیبات باریم بیشتر از 2% مولکول لعاب را مات می کند . باریم در لعابهایی که  B2O 3دارد حالتی شیشه ای ایجاد می کند . افزایش اکسید آلومینیوم نیز بر میزان دیر گذاری لعاب می افزاید در نتیجه سطحی مات می آفریند . استفاده از لعابهای مات برای ظروف غذا خوری به دلیل ایجاد کریستالهای ریز مفید نیست و معمولاً در این گونه موارد از لعابهای شفاف استفاده می کنند .

9- لعاب بریستول  Bristol glaze

لعاب های بریستول برای اولین بار در قرن نوزدهم در انگلستان رواج پیدا کرد و جانشینی برای لعابهای سربی به شمار می رفت . استفاده از اکسید روی بعنوان فلاکس در لعابهای بریستول مرسوم بود . این لعاب از مخروط حرارتی شماره 2 تا مخروط 14 پخته می شوند . معمولی ترین دوران پختن این نوع لعاب ها بین مخروط 5 الی مخروط 9 است . برعکس آنچه که شایع است استفاده از این نوع لعاب دشوار نیست و به آسانی می توان آن را در حالتهای مختلف شیشه ای – مات – شفاف – رنگی یا اوپک مصرف کرد . ترکیبات عمومی اکسید روی ، قلیایی ها ، قلیایی های زمینی کائولین و سیلیس دارای ویسکوزیته زیادی بوده و بدون شره کردن می توان از آن استفاده کرد . این لعاب در مقابل عوامل آب و هوایی ، سایش و خورندگی اسیدها مقاوم است به همین دلیل به مقدار فراوان در صنایع لوازم بهداشتی مانند دستشویی ، وان ، حمام و غیره کاربرد دارد . معمولاً از این لعاب برای اشیای یکبار پخت هم استفاده می شود . به وسیله جایگزینی اکسید روی کلسینه شده و کائولین کلسینه شده این نوع لعاب را می توان بر اشیایی که یکبار در کوره پخته شده اند با قلم و یا پیسوله به کاربرد در این مورد کمتر اشکالات حرارتی پدید می آید .

10- لعاب نمک – راکو و لعاب احیا

 Salt glaze – Raku – Reduction glaze

کلیه لعاب های مورد پخت احتیاج به شرایط مخصوص در کوره دارد .

نمونه های چشمی : 34 مواد ، به تنهایی و مخلوط 50 * 50

در اینجا برای افراد مبتدی روش ساده ای ارائه می گردد که با استفاده از آن و تنها با نمونه های چشمی می توان قابلیت و توانایی لعابهای خود را افزایش داد . پس از آنکه دانستید ترکیبات مختلف مواد خام بعد از پخته شدن در حرارتهای گوناگون چه رنگی از خود نشان می دهند می توانید ترکیبات مختلف را امتحان کنید . من از عکسهای نمونه های ذوب شده  fusion button و جداول 1190 کاشی در حرارتهای مختلف 34 ماده خام را که در لعابکاری استفاده می شود به اختیار انتخاب کرده ام و پس از آزمایش نمونه های ذوب حاصل از بوته ذوب نمونه های خشک از آنها عکسبرداری کردم . این نمونه ها در سه حرارت مختلف پخته شده اند ( مخروط 10 ، 5 ، 4) در مرحله بعد همان 34 ماده به عنوان مواد لعاب کاشی استفاده شدند . تست دوم کوره پزی در اکسیداسیون مخروط 5 و احیا مخروط 10 انجام شد ولی در مخروط 4 به دلیل آنکه مواد کمی در حرارت پایین ذوب می شوند . کوره پزی صورت نگرفت .

 

انواع لعاب :

تعداد زیادی از لعابها را می توان با توجه به مراتب زیر طبقه بندی نمود .

·        بر اساس نوع بدنه هایی که باید لعاب کاری شوند : سفالها ، جولیکا ، ارتن ور ، استون ور ، پرسلان و غیره

·        بر اساس نوع مواد اولیه مصرفی : لعابهایی با ترکیب سرب ، بورات فلدسپاتی ، دولومیتی و ....

·   بر اساس نحوه آماده سازی : لعابهایی بصورت کاملاً خام ، لعابهایی که بخشی از آنها فریت شده ، لعابهایی که کاملاً فریت شده اند و یا لعاب نمکی .

·        بر اساس حداکثر درجه حرارت قابل تحمل لعاب : برای لعابهایی با درجه حرارت پایین یا درجه حرارت بالا

·        بر اساس ساختار میکروسکوپی : لعابهای شفاف ( Transparent ) کدر ( Opaque ) کریستالین (  Crystalized )

 

روشهای تولید لعاب :

برای لعاب ، ترکیبهای مختلفی با فرمولهای متفاوت در کتب و مقالات منتشر شده و همین امر باعث گردیده تا انواع متفاوت لعاب با فرمولهای مختلف از ترکیب انواع مواد تهیه و عرضه شود . برای نشان دادن ترکیب هر نوع لعاب ( فرمول ) معمولاً از روش زگر ( Seger ) یعنی مشخص نمودن نسبت مولکولها و اکسیدهای دو و یک ظرفیتی هر یک از اجزاء تشکیل دهنده استفاده می شود بطوریکه ، لعابها بصورت خام و یا به حالت فریت تهیه و عرضه می شوند . در ساخت لعاب خام معمولاً مواد اولیه غیر محلول با هم مخلوط و سپس در آسیابهای گلوله ای با استفاده از آب سائیده شده و بصورت دوغابی که شرایط فیزیکی آن بطور مناسبی برای مصرف تنظیم شده و دارای ترکیب یکنواخت نیز می باشد ، مورد استفاده قرار می گیرد . در صورتیکه تهیه فریت : متخصصین مواد اولیه اصلی آنرا ابتدا با هم مخلوط نموده و بعد از ذوب نمودن با ریختن مذاب در آب ، آنرا بصورت فریت شیشه ای (  Glass Frit ) در می آورند ، طریقه ساخت لعاب بصورت فریت مشابه همان روشهایی است که معمولاً فریت مینا ( Enamel ) توسط کارخانه سازنده ، بکار گرفته می شود .

استفاده از مواد اولیه ارزان قیمت با کیفیت پایین در ساخت بدنه قطعات باعث شده که بکارگیری لعابهای مات برای بهتر نمودن ظاهر محصولات تولیدی بیشتر مورد توجه قرار گیرد . خاصیت مات کنندگی لعاب ، همانند لعاب روی فلز معمولاً به دو صورت میسر می شود

1.   مات کننده های موجود در فریت که کاملاً مذاب شده و بصورت کریستال رسوب کرده و باعث ماتی لعاب می شوند مانند  SiO2 – ZrO2 با ضریب شکست 2 .

2.      مات کننده ها در آسیاب اضافه می شوند مانند ZnO2 با ضریب شکست 2 .

مهمترین جزء از رسی ها در ترکیب دوغاب لعاب ، بیشتر به منظور تنظیم خواص رئولوژیک ( Rheological properties ) آن و مقاومت خام بر روی قطعه از آن استفاده می شود .

استفاده از مقدار بسیار کم مواد آلی مانند  CMC ( Carboxy Metheyl Cellulose ) و دکسترین    ( Dextrin ) یا صمغ عربی نه تنها در بهتر نمودن شرایط فیزیکی ذکر شده موثر می باشند ، بلکه باعث چسبندگی لعاب به بدنه قطعات سرامیکی نیز خواهند شد .

مواد اولیه و کاربرد آنها :   

مواد اولیه  Raw Material  

1 – موادی که بعنوان اکسیدهای اسیدی بکار گرفته می شوند .

بعضی از مواد مصرفی و همچنین مواد اولیه خلام بصورت اکسیدهای متفاوت در طبیعت موجود می باشند و برخی دیگر با روشهای شیمیایی یا تجزیه حرارتی ( معمولاً از هیدروکسیدها یا کربناتها ) تهیه می شوند .

1 – 1 ) اکسید سیلیسم ( سیلیس) SiO2 ( Silica )

 

سیلیس ماده اصلی مورد استفاده در تمام لعابها می باشد . معمولاً کوارتز و سنگ چخماق ، سیلیس را در ترکیب لعاب تامین می کنند سیلیس آمرفی که به صورت دیاتومه بدست می آید ، اوپال و غیره ، دارای فعالیتهای بالای شیمیایی هستند . با افزودن اکسیدهای گدازآور ، نسبت اکسیژن به سیلیسیم در شبکه لعاب یا شیشه بیشتر شده و پیوند Si – o – Si گسسته که نتیجه آن تضعیف شبکه و در نهایت کاهش نقطه ذوب خواهد بود .

برای این منظور از اکسیدهای قلیایی و قلیایی خاکی که از مشهور ترین گدازآورها می باشند ، استفاده می شود و هرچه نوع کاتیون اصلاح کننده اضافه شده کوچکتر باشد ، درجه حرارت ذوب پایین تر خواهد بود .

کاتیون سدیم نقطه ذوب لعاب را به مقدار بیشتری از کاتیون پتاسیم کاهش می دهد و این عامل خطر کریستالیزاسیون در شیشه ها را افزایش می دهد . استفاده از کمک شبکه سازها ، بطور کلی باعث تضعیف و کاهش نقطه ذوب می شوند .

در بسیاری از موارد مشاهده شده که افزایش  SiO2 ( مشهور ترین شبکه ساز ) به ترکیب لعاب باعث افزایش نقطه ذوب می گردد . معمولاً با استفاده از ترکیبهای مختلفی از کاتیونها ، نقطه ذوب لعاب کاهش می یابد . از نظر علمی مهمترین و رایج ترین گداز آورهای قلیایی با توجه به قدرت گدازآورهای ، به ترتیب زیر می باشند .

LiO2 › PbO › Na2O › KO › BaO › CaO › MgO › ZnO                                         

                   

1  – 2  اسید بوریک  H3BO3  

اسید بوریک اکسیدهای فلزی را در خود حل نموده و بخاطر تشکیل نقطه ایتکتیک ( Eutectic ) براحتی ذوب خواهند شد که باعث پایین آمدن نقطه ذوب و کشش سطحی ( Surfacetension ) نیز می شود . اسید بوریک باعث بهبود مقاومت مکانیکی و افزایش مقاومت لعاب در برابر خراش و سایش سطحی و عوامل شیمیایی و کاهش ضریب انبساط نیز می گردد .

2 – موادی که به عنوان اکسید های قلیایی بکار می روند :

·        اکسید استرانسیم ( SrO )                        ● اکسید های سدیم و پتاسیم ( Na2O , K2O  )

·        اکسید بریلیوم ( BeO )                          ● اکسید باریم ( BaO )

·        اکسید بیسموت ( Bi2O3 ­ )                      ● اکسید کلسیم ( CaO )

·        اکسید لیتیم ( Li2O )                           ● اکسید منیزیم ( MgO )

·        اکسید روی ( ZrO )

3 – مواد معدنی برای کاربرد همزمان اکسیدهای قلیایی و اسیدی

1.      فلدسپار

·        اوتوکلاز K2O . Al2O3 – 6 SiO2                    

·        آلبایت Na2O.AlO3.6SiO2                                            

·        آنورتیت                          CaO. Al2O3.6SiO2

    2 . نفلین سیانایت  ( Nepheline Syenite  )

    3 . خاکستر آتشفشان یات

    4 . سنگهای آذرین

·        پرلیت                                        ● آندزیت

·        تارجیت                                      ● اوبسیدین

     5 . ولاستونایت سیلیکات کلسیم Woll stonite – Calcium Silicate  

     6 . سیلیکات سدیم  Sodium Silicate

     7 . خرده شیشه  Cullets

4 – موادی که بعنوان اکسیدهای آمفوتر ( Amphoteric ) بکار می روند .

·        اکسید آلومینیوم  Aluminium oxid

·        خاک چینی  Al2O3.2Si2O-2H2O

·        رسیها

5 – کدر کنندها ( opacifieres )

·        اکسید قلع (  SnO2 )                                      ● اکسید تیتانیم ( TiO2 )

·        اکسید زیرکونیم ( ZrO2 )                                 ● کریولیت ( Na3ALF­6 )

·        سیلیکات زیرکونیم ( ZrSiO4 )                           ● سیلیکوفلورید سدیم (  Na2SiF6 )

·        اکسید آنتیموان ( Sb2O3  )

6 – روان سازها ( Floatatives )

برای جلوگیری از ته نشین شدن سریع مواد سنگین موجود در ترکیب لعاب ، از مقدار کمی مواد شناور کننده استفاده می شود . موادی مانند خاک چینی ، بنتونیت ، کربنات سدیم ، سیلیکات سدیم ، اسید استیک ، آلژنایت سدیم و .... در معلق نگهداشتن مواد موجود در ترکیب لعاب کمک موثری می نمایند .

7 – چسبها ( Binders )

اضافه نمودن چسبها به انواع لعابها بخاطر بالا بودن خاصیت چسبندگی آنها به بدنه و ایجاد یک لایه محکم و سخت پس از خشک شدن به صورتی که از روی بدنه جدا نشده و ریزش ننمایند استفاده می شود .

کاربرد صمغهای طبیعی مانند صمغ عربی Torgacatil  ، نشاسته ، چسبها به مقدار کم در این رابطه بسیار موثر می باشد و همچنین از چسبهای سلولزی ساخته شده به روش شیمیایی مانند  CMC تایلوز           ( Tylose ) محلولهای پلیاتیلین و الکل پلی وینیل برای سخت نمودن لعاب و چسبندگی کامل آن بر روی بدنه نیز استفاده می شود .

 

 

خصوصیات کاربردی لعاب

مهمترین خصوصیات کاربردی لعاب

1)     مقاومت مکانیکی Mechanical Strength    

مقاومت مکانیکی لعابها در مورد تنش ایجاد شده بین بدنه و لعاب نقش مهمی بر عهده دارد.

  2 ) خواص حرارتی ( Thermal properties )

انبساط حرارتی لعابها با افزایش در واحد طول که در اثر افزایش یک درجه حرارت ایجاد شده تعریف می شود .

                                                                                    dt ٭L   a = dl /                         

ضریب انبساط حرارتی لعاب و بدنه باید حتماً با هم متناسب باشند .

   3 ) مقاومت در برابر عوامل شیمیایی  Chemical Resistance  

مقاومت لعابها در مقابل عوامل شیمیایی بستگی به ترکیب آنها دارد

   4 ) خواص نوری Optical properties  

میزان نور متصاعد شده نشانگر مات و کدر بودن جلا و صاف بودن سطح لعابها می باشد و بعنوان ضریب انعکاس شناخته شده است . 

 

معایب لعاب

گاهی اوقات پس از پخت اشکالاتی در سطح کاشی ها ایجاد یم گردد که در ادامه به برخی از آنها و همچنین علت بروزشان اشاراتی خواهیم نمود :

1.     شکستگی :در سطح لعاب به علت عدم تطابق ضریب انبساط بین بدنه و لعاب

2.     شره کردن لعاب :شل بودن بیش از حد لعاب به طوریکه بدنه به موقع فرصت جذب آب لعاب را پیدا نکند

یک لعاب برای انجام وظیفه خود می بایست عاری از عیوب باشد . لذا گاهی اطلاع از  منابع و علل ایجاد نقایص در لعاب ضروری بنظر می رسد . برای تکنولوژیست ، لازم است که بین نقص لعاب و نقص بدنه لعاب دار پخته شده ( glass ) تمایز قائل شده هرچند که هر دو در محدوده وظایف او قرار می گیرند .

عیوب لعاب ، خود را یا فوراً بعد از پخت یا پس از گذشت مدت زمانی که از کوره خارج گردیدند ظاهر می کند در حالت دوم اغلب نقایصی هستند که بر اثر تغییراتی مانند انبساط که توسط جذب آب در بدنه به مرور زمان حاصل می شود با تغییرات دیگری مانند تبدیلات مولکولی و شیشه زدایی و ... که آن هم به مدت زیادی احتیاج دارند .

  1 ) یکی از مسائل مهم درلعاب دمای تنش زدایی آن است این دمایی است که در آن درجه حرارت شیشه تنش دار را با حرارت دادن مجدد ( عملیات حرارتی ) تنش زدایی و خنثی می کنند . در شیشه ها می توان تنش تشکیل شده را با حرارت دادن مجدد تنش زدایی کرد در حالیکه این امکان برای مواد سرامیکی و لعابها تقریباً وجود ندارد ولی می توان طبق برنامه تنظیم شده از قبل ،  در حین سرد کردن مواد سرامیکی ، محدوده حرارت بحرانی ( تشکیل تنش ) را که لعاب منجمد و به بدنه متصل می شود را تحت کنترل در آورد .

 2 ) بریدگی لعاب یا خزش  Crawlin -  Creeping – Rolling – Ruckling – Beading        

جمع شدن لعاب به نحوی که مناطقی عاری از لعاب باقی می ماند لذا طی پخت لعاب جمع شده تا تشکیل قطعات کوچک و اصطلاحاً دست اندازهایی ( Puddles ) را بدهد که بوسیله سطح خالی بدنه احاطه شده اند مشخصه آن این است که لعاب تقسیم شده به سمت خودش عقب می نشیند و تکیه ای از بدنه را بدن پوشش باقی می گذارد این نقص ممکن است بر روی قسمتی از یک بدنه مانند لبه یا جایی که ترکی پیش از پخت در لعاب اتفاق افتاده پیش بیاید و ممکن است در مناطق کوچکی در تمامی سطوح بدنه رخ دهد . لعابهایی مستعد خزش هستند که کشش سطحی بالایی دارند و در حالت مذاب ویسکوز می باشند .در برخی مواد فرمول لعاب ممکن است باعث ایجاد ترک در قبل از پخت لعاب شده و لعابها از ترکهای پیش از پخت که در لبه های تیز اتفاق می افتد خزیده و دور می­شوند. کربنات کلسیم در فرمول یک لعاب ممکن است به ایجاد خزش کمک کند زیرا دی اکسید کربن آزاد می­کند.

 

 

- دلیل دیگر ایجاد خزش در لعاب وجود آلودگی و گرد وغبار بر روی بدنه می­باشد که مانع چسبیدن مناسب لعاب قبل از پخت می­شود .

- دلیل دیگر سایش زیاد یک لعاب می­باشد که می­تواند مانع از چسبیدن مناسب به بدنه شود

- درصورت پخت یک قطعه که بلافاصله لعابکاری شده و خیس می­باشد ایجاد بخار آب نموده و باعث بلند شدن و سست کردن لعاب می­شود . لعاب سست شده ، مانند لعاب بر روی غبار وقتی ذوب می­شود ،خزیده خواهد شد این خزش Lifting  نامیده می­شود.

 

 

دلایل ایجاد ترک در محصول قبل ورود به کوره

علتهای مختلفی برای این فرایند ذکر شده است در هر حال هر عاملی که باعث گسیختگی استحکام و اتصال خام بین لعاب وبدنه شود،عامل اصلی ایجاد این عیوب است که عبارتند از :

-         بکار بردن ضخامت های بالایی از لعاب

-         گرد و غبار در روغن موجود در سطح بدنه قبل از لعاب

-         استفاده از رنگهای زیر لعابی

-         پایین بودن دانه بندی لعاب

-         اکسید روی ، کربنات منیزیم ، ولاستونیت یا مقدارزیادی مواد رسی

-    بالا بردن مقادیر آلومینا ، منیزیم و روی که باعث کشش سطحی بالایی حین ذوب شده و منجر به گسیختگی لعاب می­شود.

 

 

شره گی در لعاب   Runing Glaze

شره گی لعاب چیزی را توصیف می­کند که جاذبه زمین ، مذاب در حال ذوب را هنگام پخت به سمت پایین جاری می­کند .

 

علت ها :

-         پخت لعاب در دمای بالاتر از آنچه که لعاب برایش محاسبه شده است

-         گداز آوری که در این دمای پخت انتخاب شده بیش از حد فعال است

-         مقدار خیلی کم آلومین برای دمای پخت مورد نظر

-         بکار بردن لعاب ضخیم

-         تاول زدن

-         تاولها حبابهای بزرگی در داخل لعاب هستند که صافی سطح را از بین می­برند .

عوامل ایجاد این علتها

-         مقدار گاز آزاد شده از لعاب

-         ضخامت لایه لعاب اعمال شده

-         ویسکوزیته و کشش سطحی لعاب در نقطه ای از سیکل پخت که حبابها آزاد می­شوند

 

 

جوش زدن و ته سوزنی شدن

جوشها و ته سوزنی ها در لعابها نشانهایی از محل هایی هستند که حبابها ترکیده اند و بطور جزئی التیام

یافته اند .یک  ته سوزنی حفره کوچکی با ابعاد ماکزیمم کمتر از  mm 3 است .

 

پخت ناقص ( Under firing ) یا پخت بیش از حد می­تواند دلیلی برای سطح جوش زده باشد .

لعاب دما پایین Enamel

پوشش هایی از نوع سیلیکاتها یا اکسید ها می­باشد که برای حفاظت از بدنه های سرامیکی یا فلزی در مقابل عوامل محیطی در درجه حرارتهای بالا یا در جهت بالا بردن کیفیت مکانیکی تولیدات و یا زیباسازی ظاهر قطعات بکار گرفته می­شود که لعاب بکار رفته برروی شیشه های اتومبیل از این نوع می­باشد.

 

اكسیدها:

موادی كه درساختن لعاب بكارمی روندپس ازدیدن حرارت تبدیل به اكسیدمی شوند.اكسیدیعنی تركیب یك فلز با اكسیژن. مثلا وقتی آهن زنگ می زنددرواقع آهن بااكسیژن تركیب شده است.درلعابسازی آشنایی بااكسیدها بسیارلازم است بدین جهت مابه شرح آنهایی كه درلعابسازی دخالت دارندمی پردازیم:

 

سیلیسSIO2:

سیلیس یا كوارتزیكی ازاكسیدهای اصلی موجود درلعاب است.مقدارسیلیس درلعاب به درجه حرارت لعاب بستگی پیدامیكند یعنی در درجات پایین مقدارسیلیس كم و دردرجات بالا مقدار آن بیشتر می شود.60% قشرجامد زمین راسیلیس تشكیل می دهد. سیلیس ماده ای سخت و بادوام است وكمتر تحت تاثیر تغییرات شیمیایی قرارمی گیرد وهمین خاصیت آن را برای لعاب سازی مناسب نموده است.لعاب های درجات بالا كه سیلیس بیشتری دارند نسبت به لعاب هایی كه سیلیس كمتری دارند مقاوم ترندوجود مقدارزیاد سیلیس درتركیبات لعابی هیچ عیبی نداردوفقط نقطه ذوب لعاب رابالا می برد.

 

آلومیناAL2O3:

اگرچه مقدار این اكسید درلعاب بسیارناچیز است ولی وجود ان اهمیت بسزایی دارد زیرا هم به لعاب غلظت می بخشد وهم ازمتبلورشدن ان جلوگیری می كند.

آلومینا ماده دیرگذاری است كه در2040درجه سانتی گرادذوب می شودبههمین جهت مقدارزیادآن درلعاب ازذوب شدن آن جلوگیری می كند.هرلعابی كه آلومینانداشته باشددرموقع سردشدن كدرمی شود.آلومینا همچنین دوام وسختی لعاب رازیادمی كند.

 

اكسیدسدیمNA2O:

اكسیدسدیم فلاكسی قوی بشمارمی رودودرلعاب های دیرگداز وزودگدازسهم مهمی دارد.لعاب هایی كه اكسیدسدیم دارندمی توانندتحت تاثیراكسیدهای رنگ كننده رنگ های جالبی رابه وجود بیاورند.مثلا رنگ فیروزه ای از اضافه نمودن اكسیدمس به لعاب سدیم داربوجودمی آید.ضریب انبساط سدیم زیاداست وباعث می شودكه لعاب ترك بخورد.عیب دیگر لعاب سدیم دراین است كه نرم وقابل خراشیدن بوده ودراسیدحل شده ودرمجاورت هوانیز تجزیه می شود.بسیاری ازشاهكارهای سفالی ایران بعلت عوامل اخیرازبین رفته اند.منابع سدیم اغلب درآن محلولندوتنها فلدسپات هایی كه سوددارنددرآب غیرمحلول می باشند.

 

اكسید پتاسیمK2O:

وجوداكسیدپتاسیم درلعاب هماننداكسیدسدیم بوده ولی ضریب انبساط آن كمترازضریب انبساط سدیم است.اكسیدمنگنز درلعاب پتاسیم داربنفش متمایل به آبی ودرلعاب سدیم داربنفش متمایل به قرمز به وجودمی آورد.

 

اكسیدسربPbO:

اكسید سرب یكی ازفلاكس های قوی بشمار می رود ودربیشتر نقاط دنیا ازآن استفاده می شود.نقطه ذوب این اكسیدپائین است ودرحدود886  درجه سانتیگراد می باشد. اكسیدهای رنگ كننده درلعابهایی كه اكسیدسرب دارندرنگ های شفاف ومتنوعی رابوجودمی آورند.ضریب انبساط سرب كم است وبابیشترسفال ها سازگار می باشد.

ولی اكسیدسرب صرف نظرازمزایای فوق عیوبی نیزدارد.مثلاباید درمحیط اكسیداسیون حرارت ببیند(كوره ای كه درداخل آن جریان هواوجودداردمانند كوره های سنتی) واگر با دود یا شعله تماس حاصل كندسیاه می شود(محیط ریداكسیون یا احیاء). لعاب های سربی همچنین دردرجه حرارت های بالاتراز1200درجه فرارمیشوندوبه همین جهت در درجات بالا آنرابكارنمی برندوبه جای آن ازمواددیگری استفاده می كنند.

یكی ازعیوب دیگر ان سمی بودن آن است زیرا سرب به معده وروده ها واردشده وجذب خون می شود.اگردست بریدگی داشته باشد ازآنجا واردبدن می شود.معالجه سمیت های ناشی ازسرب كاری مشكل است .درقرن گذشته درانگلستان راجه به این موضوع قوانینی وضع شدومسئله استعمال اكسیدهای سرب درلعابسازی طرف توجه قرارگرفت. سمیت ازسرب یك مسئله جدی است وآنرانباید دست كم گرفت. ازریختن كوچكترین ذره آن به داخل غذا یا آلوده شدن سیگار به آن بایدجلوگیری كرد. ازپاشیدن آن به وسیله پمپ برروی ظرف نیز باید خوداری كرد.سرب بتدریج دربدن جمع می شودوعوارض خطرناكی رابوجودمی آورد.ولی لعاب سربی اگر فریت شود كاربا آن ندارد.

ظروفی كه بالعاب سربی لعاب داده شده اندتحت تاثیراسیدهای ضعیفی كه درگوجه فرنگی،سركه وآب میوه جات وجوداردمقداری از سرب آن به صورت محلول درمی آیدالبته مقدارآن ناچیز است ولی اگرروزانه بطورمرتب ازآنها استفاده شود مقدارسرب دربدن افزایش می یابدومسمومیت ایجاد می كندوبرای اینكه سمیت لعاب رابه حداقل برسانیم باید نسبت مولكولی سیلیس به سرب راسه به یك بگیریم وهمچنین درلعاب سربی باید اكسیدهای گروه RO  وR2O  وجودداشته وآلومینانیزتا حدممكن درآن زیادباشدوحرارت رانیزبایدبه بالاتراز1050رساند.لعاب های سربی اگردركوره های برقی پخته شده باشندبیشترازلعاب هایی كه دركوره های نفتی پخته شده انددراسیدها محلولند.هرقدرضخامت لعاب بیشترباشد خاصیت محلول بودن آن بیشتر می شود.وجوداكسیدمس درلعاب این خاصیت را افزایش می دهدوازآنها نبایدبرای ظروف غذاخوری استفاده كرد.درآمریكا نیزراجع به لعاب های سربی قوانینی وضع شده است.

1-تركیبات سربی نظیرسرب سفید،سرنج وسرب زرد(لیتاژ) سمی هستندوبایدبااحتیاط با آنها روبروشد.

2-بجای استفاده ازاكسیدسرب درلعاب باید ازسیلیكات سرب كه سمیت ندارداستفاده كرد.

3-خوردن وآشامیدن درظروف لعابی سربی كه نقطه ذوب آن پائین است خطرناك است.

4-لعاب های سربی كه آلومینا وسیلیس بحد كافی دارندوهمچنین حاوی اكسیدهای مختلف می باشندخالی ازخطرند.

 

اكسید كلسیمCaO:

بیشترلعاب ها اكسید كلسیم دارند.نقطه ذوب اكسیدكلسیم  2572درجه می باشدودرلعاب های درجه حرارت های بالا خاصیت فلاكسی دارد.وجود كلسیم درلعاب باعث ازدیاد دوام آن می شود.اكسیدكلسیم روی رنگ ها تاثیرمهمی ندارد.كلسیم اگردرلعاب سربی به كار رود استحكام آنرا زیادمیكند ولی ازیادمقداردرصدآن درلعاب باعث ماتی وزیری می شود.

 

اكسیدباریمBaO:

عمل اكسید باریم وكلسیم درلعاب شبیه به هم اند.باریم دردرجه حرارت های بالا خاصیت فلاكسی داردولی چندان فعال نیست.اگراكسیدباریم درلعاب مصرف شودباعث ماتی وصافی سطح آن می شود.درلعاب هایی كه مقداربرن زیادباشدوجوداكسیدباریم ایجادماتی نمی كند.وجوداكسیدباریم درلعاب ها بادرجه حرارت بالا وشرایط ریداكسیدن(دودزدگی) ایجادرنگ فولادی یابرگ بیدی می كند.

 

اكسیدمنیزیمMgO:

این اكسیدبعنوان فلاكس درلعاب های دیرگذارمورداس

 

لعاب دادن کاشی و سرامیک:

برای آنکه سطح جسم درخشنده، صاف و زیبا، ضد آب، ضد شیمیایی و در صورت نیاز آراسته شود روی آن را پس از خنک کردن با یک لایه نازک لعاب می پزند . لعاب (رنگ معدنی) به حالت مایع روی جسم خشک شده اندود می شود . لعاب ها اصولا مواد معدنی و سیلیسی هستند که یک لایه شیشه ای مانند در سطح خارجی سرامیک تشکیل می دهند.

 

          اکسیدهای فلزات در لعابکاری

          کاشیپز یا کوزه گر برای لعاب دادن ظرفی که یک آتش شده (یک بار پخته شده) خمیر شیشه را با رنگیزه مخلوط می کند تا رنگی که می خواهد بدست آورد و سپس خاک رس خالص سفید ، قلیا ، دوشاب (شیره انگور) و یا سرکه به آن می افزایند .         

 

● سرب

ارزنده ترین فلزی كه در تهیهٔ لعاب به كار برده می شود سرب است . سرب به خمیر شیشه افزوده می شود تا به عنوان ماده گدازنده عمل كند و به شكل مردار سنگ (خاك سرب) و اكسید سرب یا شنگرف زاولی و سرنج و یا اغلب به صورت سپیدهٔ زنان به كار برده می شود . كوزه گران امزور باطریهای كهنه را زیاد می خرند ، سرب این باطریها به نام سرب ماشینی یا سرب ماشینی یا سرب باطری مشهور است . پس از شستن تركیبات سربی صفحه ها را مستقیماً به كار می برند و شبكه های فلزی صفحه های باقیمانده را چون سرب معمولی عمل می كنند به گونه ای كه در زیر می آید .

در كوره گداز شنگرف زابلی ، بالای آتشخانه یك بوتهٔ نسوز تخت كاسه شكلی است كه سرب را در آن تا دمای تقریباً قرمز گداخته تابیده می كنند بالای جایگاه گداز سوراخی است كه هوای تازه در جریان اكسید شدن فلز به آن برسد . اكسیدی كه روی فلز بسته می شود با سیخ آهنی سركج مرتب كنده می شود تا اینكه همهٔ فلز تبدیل به اكسید گردد (خاك شود) .

 

● قلع

شنگرف زابلی به هر شكل كه باشد برای به دست آوردن لعابهای شفاف به كار برده می شود اما اگر بخواهند لعاب مینایی كدر تهیه كنند قلع (رصاص) به شكل قلع سپید آب به خمیر شیشه اضافه می شود . چون بیشتر لعابها سرب دارد ، عادت بر این جاریست كه سرب و قلع را با یك عمل اكسید می كنند . در كوره ای كه بالا شرح دادیم سه قسمت از سرب را گداز می كنند و این كار با آتش ملایمی انجام می شود سپس یك یا دو قسمت قلع به آن می افزایند وقتی كه این قلع آب شد گرما را زیاد می كنند ، هر دوی آنها را به طریقی كه برای سرب گفتیم اكسید می نمایند . آمیخته شنگرف زابلی و سپیداب را نیز سفیداب می نامند برای ساختن لعابهای بی سرب (مصمت) سپیدآب خالص را در همان كوره می سازند .

 

● مس

در ساختن لعابهای قلیایی و لعابهای سربی فیروزه ای روشن ، مس یكی از عوامل مهم در به دست آوردن رنگ آبی است . مس را به شكل اكسید مس به عنوان رنگیزه به خمیر شیشه اضافه می كنند . كورهٔ اكسید كردن مس را پر از تفاله مس (رندش) كه از مسگری آورده اند ، می كنند . آتش كوره ، مس را سرخ و گداخته می كند به هنگام گذشتن شعله از میان تفالهای مس ، از سوراخ بالای كوره هوای تازه به درون كشیده شده و رفته رفته مس اكسید می گردد . كوره ذكر شده تقریباً ۵۰ كیلو مس می گیرد و هشت ساعت طول می كشد تا كار زنگاری تمام شود . وقتی كه خنك شد اكسید آن را به دقـت جـمع آوری كـرده و به نام مـس مـحرق (نحـاس یا مـس سوخته) در گوشـه ای می گذارند .

 

● آهن

اكسید آهن در لعاب یكدست ، رنگ زرد یا تریاكی درست می كند و هنگامی كه با اكسید مس آمیخته شود رنگ سبز روشن به دست می آید . نیازی نیست كه كوزه گر زنگار آهن را تولید كند زیرا آهنگران در اطراف سندان خود توبال (حـدیدهٔ محرق) زیاد بیش از نیازمندیهای كوزه گر دارند .

 

● زر

كوزه گر ایرانی برای ساختن سفالهای درجه یك زر را به كار می برد تا رنگ قرمز پرپر (یاقوتی) بدست آورد و یا اینكه زر را به صورت سریشم به كار برده و رویهٔ سفال را با لعاب یكدست مـطـلا می كند . برای هر كدام از این كارها زر را در آمیختهٔ اسید نیتریك ، اسید سولفوریك . اسید كلریدریك حل می كنند . این آمیخته را كوزه گر در انبیق ، كه احتمالاً آخرین باقیماندهٔ كارهای كیمیاگری قرون وسطی است ، درست می كند .

قلب دستگاه كیمیاگری قرع است و آن عبارت از كوزه شیشه ای است كه دوا (ادویه جات) ساخته شده پیرتیها زاج زرد (زاق) ، نمك و شوره و شوره خالص (نمك تركی) در آن ریـخته می شود . روی قـرع روپـوشی از گل مـخلوط با تـخمهای بـوریا به نـام گل لـویی دار (گلپیزر دار) می مالند تا از شعله مستقیم كوره آسیبی نبیند . جوهر تیزاب كه در داخل قرع هست بخار می شود (عرق می كند) و در انبیق كه در پایین آن قرار گرفته می چكد و از آنجا به شیشه منتقل می شود . این شكل ابتدایی تیزاب می تواند طلا را در خود حل كند . هنگامی كه محلول طلا را به خمیر شیشه اضافه می كنیم رنگی كه گفتیم بدست می آید .

 

● کبالت

اكسید این فلز كه در گذشته نقش بزرگی بازی می كرد هنوز در نزدیك كاشان و قم به ویژه در كوهستان كهرود میان ده گوجار و كهرود استخراج می شود . این معدن قرنها جزو املاك یك خانواده محلی بود : افراد خانواده در معدن كبالت كار كرده و اكسید كبالت را از شكاف كوچك سنگها بر می دارند . كه به اصـطلاح آن را لایی كبالت می گویند .

اكسید كبالت یا به اصـطلاح خـاك لاجورد (گل و با سنگ لاجورد) با ناخالصی ها به ویژه خاك رس مغنسیا (اكسید منگنز) آمیخته می شود . كبـالت را به صـورت قـُمچه (گـوله) كه وزن آن یك چـارك است درآورده و آن را به اسـفرجـانی (كیمیاگر) می فروشند و كیمیاگر ناخالصی آن را شسته و اكسید كبالت نسبتاً خالص را به كوزه گر فروخته و یا اینكه خمیر شیشه ای كه محتوی كبالت آن زیاد باشد تهیه می كند تا كوزه گر بتواند آن را با لعاب یكدست رقیق كرده و به استحكام مورد نظر در آورد .

رنگیزه های دیگر به جز كبالت ، تعدادی رنگیزه هست كه به صورت اكسید و با تركیبات دیگر استخراج شده و مستقیماً برای تهیه لعاب به كوزه گر فروخته می شود .

ارزنده ترین آنها سنگ آنتیموان (اشیمید ، اوشمود) است كه به شكل سورمه و یا كحُل زرنیخ (ارسنیك) و مغنسیا (اكسید منگنز) است . یكی از مواد كانی به نام سیاه قلم هست كه ۸۵ درصد آن كرومیت و ۱۰ درصد منگنز و ۵ درصد سیلیكات منیزیم است . این سیاه قلم برای رنگ كردن خطوط بعضی از طرحها به كار برده می شود كه پس از پخت سیاه سیر می شود . دیگر از رنگیزه ها ، زنگار و لاپیلازولی یا ماوراء آبی است كه آن هم لاجورد خوانده می شود . لاجورد اصل به ندرت به عنوان رنگیزه به كار برده می شود و اگر هم به كار برده شود برای اینست كه رنگ آبی دریایی سیری درست كند . پاره ای از رنگیزه ها روی سنگ مالش تخت یا كمی كاس به نام سنگ مشكی یا سنگ سه لایه كوبیده می شود .

روش های استفاده از فلزات در لعاب کاری :

 

 

          لعابکاری       

کاشیپز یا کوزه گر برای لعاب دادن ظرفی که یک آتش شده ( یک بار پخته شده ) خمیر شیشه را با رنگیزه مخلوط می کند تا رنگی که می خواهد بدست آورد و سپس خاک رس خالص سفید ، قلیا ، دوشاب ( شیره انگور ) و یا سرکه به آن می افزایند . کوزه گران کشورهای غربی ممکن است از کاربرد قلیا و دوشاب و سرکه به شگفتی درآیند اما شومان وقتی که روش رنگ آمیزی گلدانهای یونانی را بررسی می کرد به تجربه فهمید که یونانیها قلیا را به خاک رس و آب اضافه می کردند و قلیا عاملی است که از به هم چسبندگی ودلمه شدن دانه های بسیار ظریف گِل جلوگیری می کند . اضافه کردن شیرهٔ انگور ، سرکه و یا ادرار سبب می شد که بنا به گفته شومان سریشمی محافظ درست شود و تا آنجا که ممکن باشد ذرات ریز را به حال تعلیق نگاه دارد .

تمام مواد لعاب را به دقت وزن می کنند و نسبت آنها در طی قرون و از روی سنتها و تجربه ها شناخته بود . لعاب را با آب در آمیخته و از آسک چندین بار می گذارنند . و سرانجام مقداری کتیرا به آن افزوده می شود که مانند سریش ذرات لعاب نرم را به هم می چسباند . این آمیخته را در قدح می ریزند . کاشیـپز رنگ لـعاب را روی کاشی می ریـزد ( می زند ) و این کار را با یـک پیـاله انجام می دهد . کاشی را با زاویه نگه می دارد و سعی می کند که لعاب روی آن حباب ( جوش ) نداشته باشد . ظرفهای دیگر را به همان طریق لعاب می زنند یا در لعاب فرو می برند .

پس از کاربرد لعاب خام ، اشیاء را در کورهٔ رنگپزی ( کورهٔ رنگ یا کورهٔ لعابی ) و یا در کورهٔ کاشیپزی می گذارند . دیگر سفالکاران کوره های معمولی به کار می برند و ظروف ظریفتر و نازکتر را در قالب سفالین در ( مکعبه ) دار می گذارند . بسیاری از ظروف فقط یک بار پخته می شود بعضی دیگر دوبار و برخی نیز سه بار ، مثلاً کاشیهای تزیینی نخست خام پخت می شوند و سپس با لعاب قلع مصمت مات هـشت ساعت پـخته می شـود و دو روز در کوره می ماند تا خنک شود و بعد به نقاش ( منقش ) داده می شود تا روی آن نقش کند . طرح این نقشها با کاغذ سوراخ شده به نام نقشه منتقل می شود و یک کیسهٔ کوچک که خاک ذغال دارد و خاک ذغال از سوراخهای آن بیرون می آید روی کاغذ نقشه تکان داده شده و زغال به صورت نقطه های کوچک روی کاشی می چسبد . نقاش ، لعاب دو آتیشه یا لیقه دو آتیشه را با قلم موی نازکی می زند و طرح را دنبال می کند پخت سوم در همان کوره ، نقشهای روی لعاب را ثابت می کند

 

          کبالت در لعابکاری      

         

اكسید این فلز كه در گذشته نقش بزرگی بازی می كرد هنوز در نزدیك كاشان و قم به ویژه در كوهستان كهرود میان ده گوجار و كهرود استخراج می شود . این معدن قرنها جزو املاك یك خانواده محلی بود : افراد خانواده در معدن كبالت كار كرده و اكسید كبالت را از شكاف كوچك سنگها بر می دارند . كه به اصـطلاح آن را لایی كبالت می گویند . اكسید كبالت یا به اصـطلاح خـاك لاجورد ( گل و با سنگ لاجورد ) با ناخالصی ها به ویژه خاك رس مغنسیا ( اكسید منگنز ) آمیخته می شود . كبـالت را به صـورت قـُمچه ( گـوله ) كه وزن آن یك چـارك است درآورده و آن را به اسـفرجـانی ( كیمیاگر ) می فروشند و كیمیاگر ناخالصی آن را شسته و اكسید كبالت نسبتاً خالص را به كوزه گر فروخته و یا اینكه خمیر شیشه ای كه محتوی كبالت آن زیاد باشد تهیه می كند تا كوزه گر بتواند آن را با لعاب یكدست رقیق كرده و به استحكام مورد نظر در آورد .

رنگیزه های دیگر به جز كبالت ، تعدادی رنگیزه هست كه به صورت اكسید و با تركیبات دیگر استخراج شده و مستقیماً برای تهیه لعاب به كوزه گر فروخته می شود . ارزنده ترین آنها سنگ آنتیموان ( اشیمید ، اوشمود ) است كه به شكل سورمه و یا كحُل زرنیخ ( ارسنیك ) و مغنسیا ( اكسید منگنز ) است . یكی از مواد كانی به نام سیاه قلم هست كه ۸۵ درصد آن كرومیت و ۱۰ درصد منگنز و ۵ درصد سیلیكات منیزیم است . این سیاه قلم برای رنگ كردن خطوط بعضی از طرحها به كار برده می شود كه پس از پخت سیاه سیر می شود . دیگر از رنگیزه ها ، زنگار و لاپیلازولی یا ماوراء آبی است كه آن هم لاجورد خوانده می شود . لاجورد اصل به ندرت به عنوان رنگیزه به كار برده می شود و اگر هم به كار برده شود برای اینست كه رنگ آبی دریایی سیری درست كند . پاره ای از رنگیزه ها روی سنگ مالش تخت یا كمی كاس به نام سنگ مشكی یا سنگ سه لایه كوبیده می شود.

 

          قلع در لعابکاری        

شنگرف زابلی به هر شكل كه باشد برای به دست آوردن لعابهای شفاف به كار برده می شود اما اگر بخواهند لعاب مینایی كدر تهیه كنند قلع ( رصاص ) به شكل قلع سپید آب به خمیر شیشه اضافه می شود . چون بیشتر لعابها سرب دارد ، عادت بر این جاریست كه سرب و قلع را با یك عمل اكسید می كنند . در كوره ای كه بالا شرح دادیم سه قسمت از سرب را گداز می كنند و این كار با آتش ملایمی انجام می شود سپس یك یا دو قسمت قلع به آن می افزایند وقتی كه این قلع آب شد گرما را زیاد می كنند ، هر دوی آنها را به طریقی كه برای سرب گفتیم اكسید می نمایند . آمیخته شنگرف زابلی و سپیداب را نیز سفیداب می نامند برای ساختن لعابهای بی سرب ( مصمت ) سپیدآب خالص را در همان كوره می سازند

         

 

مس در لعابکاری       

                  

در ساختن لعابهای قلیایی و لعابهای سربی فیروزه ای روشن ، مس یكی از عوامل مهم در به دست آوردن رنگ آبی است . مس را به شكل اكسید مس به عنوان رنگیزه به خمیر شیشه اضافه می كنند . كورهٔ اكسید كردن مس را پر از تفاله مس ( رندش ) كه از مسگری آورده اند ، می كنند . آتش كوره ، مس را سرخ و گداخته می كند به هنگام گذشتن شعله از میان تفالهای مس ، از سوراخ بالای كوره هوای تازه به درون كشیده شده و رفته رفته مس اكسید می گردد .

كوره ذكر شده تقریباً ۵۰ كیلو مس می گیرد و هشت ساعت طول می كشد تا كار زنگاری تمام شود . وقتی كه خنك شد اكسید آن را به دقـت جـمع آوری كـرده و به نام مـس مـحرق ( نحـاس یا مـس سوخته ) در گوشـه ای می گذارند.

 

 

 

          آهن در لعابکاری       

                  

اكسید آهن در لعاب یكدست ، رنگ زرد یا تریاكی درست می كند و هنگامی كه با اكسید مس آمیخته شود رنگ سبز روشن به دست می آید . نیازی نیست كه كوزه گر زنگار آهن را تولید كند زیرا آهنگران در اطراف سندان خود توبال ( حـدیدهٔ محرق ) زیاد بیش از نیازمندیهای كوزه گر دارند

 

 

 

 

          زر در لعابکاری         

                   كوزه گر ایرانی برای ساختن سفالهای درجه یك زر را به كار می برد تا رنگ قرمز پرپر ( یاقوتی ) بدست آورد و یا اینكه زر را به صورت سریشم به كار برده و رویهٔ سفال را با لعاب یكدست مـطـلا می كند . برای هر كدام از این كارها زر را در آمیختهٔ اسید نیتریك ، اسید سولفوریك . اسید كلریدریك حل می كنند . این آمیخته را كوزه گر در انبیق ، كه احتمالاً آخرین باقیماندهٔ كارهای كیمیاگری قرون وسطی است ، درست می كند . قلب دستگاه كیمیاگری قرع است و آن عبارت از كوزه شیشه ای است كه دوا ( ادویه جات ) ساخته شده پیرتیها زاج زرد ( زاق ) ، نمك و شوره و شوره خالص ( نمك تركی ) در آن ریـخته می شود . روی قـرع روپـوشی از گل مـخلوط با تـخمهای بـوریا به نـام گل لـویی دار ( گلپیزر دار ) می مالند تا از شعله مستقیم كوره آسیبی نبیند . جوهر تیزاب كه در داخل قرع هست بخار می شود ( عرق می كند ) و در انبیق كه در پایین آن قرار گرفته می چكد و از آنجا به شیشه منتقل می شود . این شكل ابتدایی تیزاب می تواند طلا را در خود حل كند . هنگامی كه محلول طلا را به خمیر شیشه اضافه می كنیم رنگی كه گفتیم بدست می آید

 

 

 

          قلع در لعابکاری        

          شنگرف زابلی به هر شكل كه باشد برای به دست آوردن لعابهای شفاف به كار برده می شود اما اگر بخواهند لعاب مینایی كدر تهیه كنند قلع ( رصاص ) به شكل قلع سپید آب به خمیر شیشه اضافه می شود . چون بیشتر لعابها سرب دارد ، عادت بر این جاریست كه سرب و قلع را با یك عمل اكسید می كنند . در كوره ای كه بالا شرح دادیم سه قسمت از سرب را گداز می كنند و این كار با آتش ملایمی انجام می شود سپس یك یا دو قسمت قلع به آن می افزایند وقتی كه این قلع آب شد گرما را زیاد می كنند ، هر دوی آنها را به طریقی كه برای سرب گفتیم اكسید می نمایند . آمیخته شنگرف زابلی و سپیداب را نیز سفیداب می نامند برای ساختن لعابهای بی سرب ( مصمت ) سپیدآب خالص را در همان كوره می سازند.

 



ارسال توسط سید علی حسینی

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت